بود. ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور
باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم. ای کاش کودک
بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش
می کرد.
همیشه ام عشق من. تو که خوب می دانستی که همه تنها آشنایی
را به یدک می کشند و تو آشنای منی . تو که می دانستی هر نفسم
با نفست بیرون میاد. تو... یادت نمی آید عشق من ؟ یادت هست در
آغوشم کشیدی که من همه کس توام! من برای تو ...برای تو که همه
کس منی . برای تو که همه ی دنیای ساده و کودکانه ی منی دلتنگم.
من برای چشمانی دلتنگم که روزهاست رهایم کرده اند.من برای
دست هایی دلتنگم که روزهاست......

دیرگاهیست که تنها شده ام. قصه غربت صحرا شده ام. وسعت درد
فقط سهم من است باز هم قسمت غم ها شده ام. دگر آیینه ز من
بی خبر است. که اسیر شب یلدا شده ام . من که بی تاب شقایق
بودم همدم سردی یخ ها شده ام . کاش چشمان مرا خاک کنید تا
نبینم که چه تنها شده ام.
غرق در ظواهر دنیا به دنبال حبابهای از دست رفتنی. روی آب به
دنبال پوچی به قیمت از دست دادن آنچه یک انسان باید داشته
باشد. زندگی چونان اژدهایی ما را بلعیده است ولی هنوز بی
خیالیم. غرق در منافع خود. دوستی را فراموش کرده ایم .
فراموش کرده ایم روزی جایی دوستی بود که به او فکر میکردیم
حالا آنقدر فکر داریم که فکر کردن به دوستی هایمان مضحک
است. زندگی .....